تـــــر نــــم   تـــر ا نــــه
  
 می نویسم برای عزیزترین
 
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو

2000 عنوان کتاب فارسی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 29 فروردین ماه سال 1385

همیشه برای دوست داشتن یه بهونه ای وجود داره ...

واسه عاشق شدن هم دلیلی هست ...

واسه دلدادگی هم برق نگاهی و لبخندی بهترین بهونه است ...

همیشه برای بی تابی یه تابی از یه تار مو همدم خوبیه ...

هزار تا دلیل میشه واسه عاشقی آورد ... تا بشه یکی رو دوست داشت و بی تابش بود ... اما ...

من عاشقتم بدون اینکه بدونم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 
دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1385

وقتی شب میشه ...

ستاره ها در میان ... ماه هم به اونا و قشنگی شون می نازه ...

یه نفر ... یه گوشه ای تنها نشسته و تو فکر تو هه ... که بیایی و روی این آسمون تاریک رو کم کنی

چون تو ماه منی و برق چشات هم ستاره ی شبهامه ...

 


 
چهارشنبه 23 فروردین ماه سال 1385

 

وقتی توی مه قدم زدم ...

 

حتی جلوی پام رو خوب نمی دیدم ...

 

 اما به امید برق چشمات بود که قدم زدن برام آسون بود ...


 
شنبه 19 فروردین ماه سال 1385

وقتی زیر بارون قدم می زنی و بخاطر کسی و چیزی که دوستش داری و عاشقش هستی اشک می ریزی ... و با عشق و با یاد اون زیر بارون قدم میزنی ... هیچ وقت به ذهنت نمی رسه که این حس و حال رو زیر تایش آفتاب هم میشه داشت ...

 

من میخوام تو آفتاب امروز و زیر گرمای آسمون به یادت باشم تا بفهمی که دوست داشتن و عاشقی ... نه زیر بارون و نه تاریکی شب و نور مهتاب  ... بلکه همیشه و هر جا هست


 
سه شنبه 15 فروردین ماه سال 1385
سکه طلا

به ابرهای سیاه آسمان نگاه کن

 

پشت آن ابرهای سیاه

 

سکه ای هست طلا

 

عشق را می بینی

 

که از آنجا به زمین می تابد

 

 


 
دوشنبه 14 فروردین ماه سال 1385
قافله

از عشق تو .... از قافله من جا ماندم

 

امروز که رفت به انتظار فردا ماندم

 

فردا چو رسید ... قافله ای نبود سر تا سر دشت

 

فردای دگر قافله پر بود و گذشت

 

 


 
دوشنبه 7 فروردین ماه سال 1385

ویلیام شکسپیر گفته :

 

برای چیزی که دوست داری تلاش کن تا بدستش بیاری

 

وگرنه ....

 

مجبوری چیزی رو  که بدست میاری دوست داشته باشی


 
چهارشنبه 2 فروردین ماه سال 1385
ای ماه ببین

بمناسبت تولد تو ... ( خودش میدونه کیه )

 

ای ماه ببین که شب چه زیباست

یار آمده یار آمده اینجاست

هنگامه ی عریانی دنیاست

هنگام ترنم و تماشاست

یک شاخه گل سرخ

یک جام شراب

یک آینه تن یار

ای ماه بتاب

ای پچ پچ آواز

یک شعر نیاز

یک زمزمه خواهش

یک وسوسه ناز

ای ماه بتاب امشب

ای ماه بتاب

تا پیکر دلدار و تا بستر عشق

فانوس بزرگ دلبرانه... ای ماه

از اول شب بتاب تا آخر عشق

ای ماه ببین که شب چه زیباست

امشب همه ی جهان همین جاست

هنگامه ی عریانی دنیاست

هنگام ترنم و تماشاست

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 7509


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها